مرکز شوهریابی

در يکی از کشورها يک مرکز خريد شوهر وجود داشت که ۵ طبقه بود و دخترها به آنجا می رفتن و شوهری برای خود می گرفتن.شرايط اين مرکز خريد اين بود هر کس فقط می توانست يک بار از اين مرکز خريد کند و به هر طبقه که می رفت ديگه نمی توانست به طبقه قبل برگردد.روزی دو دختر به اين مرکز خريد رفتن در طبقه اول نوشته بود اين مردان شغل خوب و بچه های دوست داشتنی دارند دختری که تابلو را خوانده بود گفت از بی کاری بهتره ولی می خوام ببينم که بالاتری ها چی دارند؟در طبقه دوم نوشته بود اين مردان شغل خوب با حقوق زياد و بچه های دوست داشتنی و چهره زيبا دارند. دختر گفت هوم م م طبقه بالاتر چه جوريه؟طبقه سوم نوشته بود اين مردان شغل خوب با درآمد زياد، بچه های دوست داشتنی و چهره ای زيبا و درکار خانه هم کمک می کنند. دختر گفت وای ی ی چه قدر وسوسه انگيز ولی بريم بالا تر ببينيم چه خبره؟طبقه چهارم نوشته بود اين مردان شغل خوب با درآمد زياد، بچه های دوست داشتنی، چهرهای زيبا، در کار خانه به همسر خود کمک می کنند و هدفی عالی در زندگی دارند. دختر: وای چه قدر خوب پس چه چيزی ممکنه در طبقه آخر باشه؟ پس رفتن به طبقه پنجم.
طبقه پنجم: اين طبقه فقط برای اين است که ثابت کند زنان راضی شدنی نيستند. از اينکه به مرکز ما آمديد متشکريم روز خوبی را برای شما آرزو می کنيم .

کلاس جمله سازی

1-فرشاد : روح غضنفر شاد
2-فرناز : غضنفر ناز نكن
3-ياماها : -بلاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4-عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5-لوبيا : كوچولو بيا
6-نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7-ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون
8-جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9-لجن : 2 ساله بابام با عموم اينا لجن
10-كيبورد : كيف من رو كي برد
11-سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12-فريد و مجيد و حميد : شما ? نفريد به قرآن مجيد عين هميد
13-حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم
14-آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم
15-كوشش : شلوار من كوشش
16-كار و كوشش : شلوار كار من كوشش
17-وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
18-ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
19-كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟
20-كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم
21-مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
22-مناجات : مونا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم
صداقت : الو الو صدا قطع شد23
25-خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
26-ستيز: : The mobile set is off
27-
توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟

به پتروس میگن با جیش جمله بساز میگه علی با آبجیش رفت سینما. می گن خره منظورمون شاش بود: می گه خب با داداشاش رفت!

به يه نفر مي گن با شيشه جمله بساز. مي گه:نکنه ساعت يك ربع به شيشه؟

به پتروس ميگن با آش جمله بساز ميگه محمدي اش صلوات

به يه پتروس ميگن با غم جمله بساز ميگه الاغم توسايه است .

به يك پتروس مي گويند با اختاپوس جمله بساز. گفت: اخ تا پوستم سياه نشده برم

به پتروس ميگن با زنجير وانجير جمله بساز ... ميگه اگه آدم پسر خوبی باشه زن جيرش مياد ... آمــــــــا اگه پسر بدی باشه ان جيرش مياد

به پتروس مي گن با سي دي جمله بساز ميگه چسيدي مي گن نه سي دي صوتي مي گه گوزيدي مي گن نه با سي دي صوتي و تصويري مگه پس ريدي

به پتروس ميگن با قيمت جمله بساز ميگه مامان چقدر قيمت خوشمزه بود

به پتروس ميگن با هندونه جمله بساز... ميگه هند اونه که بغل پاکستانه....

 

به پتروس مي گن با گوهر جمله بساز ، مي گه : تو گه هر وقت منو مي بيني مي گي جمله بساز

 

به پتروس ميگن جمله بساز توش آب باشه ميگه: لوله

به پتروس ميگن با ترجمه جمله بساز، ميگه:‌ انتر جمعه كجا بودي؟
به پتروس ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!
به پتروس ميگن با مايلي كهن جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟
به پتروس  ميگن با اتوبوس جمله بساز ميگه اتو بوس کردم لبم سوخت!

کوتاه و خندیدنی 1

۱ - بیمار: واقعا عجیبه آقای دکتر! از وقتی شروع کردم به صحبت با شما و دردها و مشکلاتمو براتون گفتم، سردردم کلا از بین رفته. دکتر: از بین نرفته خانم ، به من منتقل شده .

۲ -پتروس داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه خوشبختانه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم

 ۳ - شاعري پشت تريبون رفت و شروع به خواندن شعرش كرد. او خواند: «من مي‌آيم، من مي‌آيم، من مي‌آيم...» در اين وقت، هرچه فكر كرد ادامه شعر يادش نيامد. شاعر در حال فكر كردن بود كه ناگهان پايش به پايه ميز گرفت و از بالاي سن روي پيرمردي افتاد. شاعر از پيرمرد عذرخواهي كرد. پيرمرد گفت: «تقصير شما نيست. شما دو، سه بار گفتيد من مي‌آيم، ولي من جدي نگرفتم.»

۴ - قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا كردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال كردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پول‌هايش را برداشتي؟» متهم: «يعني مي‌فرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم

۵ - پتروس صبح میره مغازه و کرکره رو بالا میکشه و میگه بسم الله رحمان رحیم وارد میشه و میبینه همه مغازه رو خالی کردن ! کرکره رو میکشه پایین و میگه صدق الله علی العظیم ...

۶ - به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه. ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي

۷ - پتروس كولر خونشون خراب ميشه به زنش ميگه چند دفعه گفتم 5 نفري جلوي اين نشينيد

۸ - از  پتروس پرسيدند: سخت‌ترين روزهاي زندگيت كي بوده؟ ميگه: چهار روز اول عروسيم! ميگن: چرا؟ ميگه: چون خجالت ميكشيدم باد صدادار ول كنم!

۹ - پتروس ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! حیف نان ميگه: «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟

۱۰ - محققان ایرانی بر این باورند که 72361987 نفر درایران مبتلا به تنبلی مفرط هستند، چون که حاضر نیستند حتی این عدد رو هم کامل بخونن! شما چی؟ کامل خوندی؟ نخوندی؟ نخند! فكر تنبلیت باش

۱۱ - مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید : آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟ مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و اورا در جا كشت او مجددا رو به زوجی كرد كه نزدیك او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟ مرد پاسخ داد : نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید

نكته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را میزند .... از آن استفاده كنید